چگونه ستاره بسکتبال و پلیس ساخته شده زندگی بهتر برای NYC بچه ها

راه بهتری وجود دارد برای همه است. طول می کشد برخی از تفکر است. طول می کشد برخی از برنامه ریزی است. در آن طول می کشد کمی ایمان در هر دو طرف. اما آن را می تواند انجام شود. Bob Breen است که در اینجا به شما بگویم که. آن را کاملا می تواند انجام شود.

بازگشت در ماه دسامبر سال 1965 Breen بود تازه از آکادمی چند سال خارج از برنج دبیرستان در 124 خیابان و لنکس خیابان قبل از آنها تغییر نام خیابان پس از مالکوم X. او می خواهم اجرای آهنگ در برنج و او می خواهم به تماشای در وحشت به عنوان قدیمی خود را اینوود همسایه بچه به نام لو Alcindor رفت به قدرت یادبود و به طور منظم با ضرب و شتم مورد علاقه خود را متوقف کند.

Breen اختصاص داده بود به 26 حوزه در هارلم و هر چند که نبود اول خود را انتخاب پدر و مادر خود رشد کرده بود در محله و او را به برنج. او می دانست که این منطقه خوب است و که آن را بهتر از خارجی نیویورک یا کرانههای از استاتن آیلند.

“خود را در دو هفته اول شما اختصاص داده شده و با تجربه پلیس در یک محله آرام بود که در آن تمام بارنارد دختران زندگی” Breen به یاد. “هفته سوم شما تا به حال ضرب و شتم توسط خودتان است.”

تنش شد percolating ژانویه ’66. وات روشن کرده بودند لس آنجلس در آتش سوزی سال گذشته و نیویورک خاموشی نوامبر ’65 داده بود Breen اول خود را در غارت و بی قانونی است. بلند تابستان سال 1967 بود که هنوز یک سال و نیم اما از آن آسان بود به حس چیزهایی که عنوان شد در یک انقباض جهت.

Rookies هشدار داده بودند: “شما یک پلیس در حال حاضر. هر آنچه که آنها فریاد زدن در شما به یاد داشته باشید که. شما باید رفتار مانند یک پلیس.”

آن آسان نبود. Breen خواهد راه رفتن بالا و پایین شهر آمستردام خیابان های یخ زده به استخوان و در هر حال حاضر و دوباره او می خواهم شنیدن طعنه “برو خانه سفید پوست!” بودن مهربانترین یکی, حتی اگر او می دانست که این خیابان در بسیاری از جهات بهتر از آنها انجام داد. هر شب او به خانه می خواهم به خواندن کتاب های آنها می خواهم ارائه شده در آکادمی سعی کنید به کشف چیزی.

Dean Meminger
دین Memingerنیکز روابط عمومی

اگر بچه ها تا به حال سلاح و گاهی اوقات آنها او را بازداشت و آنها را به صورت غیر قانونی مجمع اما بیشتر آنها غیر مسلح صرفه جویی برای تیز کردن زبان. یک شب Breen نزدیک یک گروه از نوجوانان به آنها گفت که به خانه گفت: “امروز روز من است.” یکی از بچه ها ناراحت گفت: “هیچ چیز دیگری را انجام دهد.”

Breen و لرز گفت: “این انجماد ، من باید در اینجا. شما لازم نیست.”

بچه شانه ای بالا انداخت. به طوری که دوستان خود را.

“چه شما می خواهید به انجام?” Breen از آنها خواست.

آنها اشاره کرد و در سراسر خیابان در یک چیز ساییده شده مدرسه. وجود دارد یک سالن در زیرزمین. آنها واقعا می خواهم به قادر به بازی بسکتبال در آن وجود دارد یک بار در هفته خارج از سرد شکستن عرق. Breen گفت: او می خواهم به آن نگاه کنید. او. مدیر مدرسه بود و تمایلی اما Breen می تواند قانع کننده به ویژه از پلیس وجود دارد تمایل به دنبال راه های دیگر که در آن معلمان خود را پارک اتومبیل خود را.

چند شب بعد Breen دیدم بچه ها دوباره. “دوشنبه, 6 ساعت,” او گفت:. آن موافقت شد. Breen رفت و به او گروهبان ببینید اگر این حوزه را ارائه تی شرت برای کودکان و نوجوانان. گروهبان پرسید: چگونه بسیاری از کودکان و نوجوانان? Breen گفت: 15 یا بیشتر. آنها ساخته شده تا 20 پیراهن.

البته Breen تا به حال یک مشکل کوچک: او یک دونده در برنج. او می خواهم مربی کمی فوتبال و بیس بال, اما او خود را به عبارت “بدترین بازیکن بسکتبال در شهر است.” بنابراین او بداهه: یک روز لباس کامل او راه می رفت به دبیرستان و ترس جهنم از تیم بسکتبال, در حال اجرا دریل بدونم که تا به حال انجام چه چیزی اشتباه است.

مربی مایکل براون متوقف تمرین. Breen به او گفت آنچه که او انجام شده بود و آنچه مورد نیاز بود: چند تن از بازیکنان خود را یک بار در هفته برای تدریس به کودکان چگونه به بازی توپ راه حق. Breen به رسمیت شناخته شده این بازیکن در اولین گام به جلو چرا که هر کس در هارلم می دانستند که دین Meminger شد: بهترین ballplayer در این شهرستان است. در زمان یک سال او می خواهم رفتن به مارکت بازی برای Al مک گوایر.

“شما می خواهید برای انجام این کار در هارلم?” دین خواسته خندان. “چرا؟”

Breen لبخند زد بیش از حد. “جایی که شما زندگی می کنند؟”

“شرق 95,” Dean گفت.

“قلب” Breen پاسخ داد. “غنی بخش است.”

Meminger خندید. او در.

“نگران نباش” او گفت: پلیس “من مطمئن شوید که همه بچه های خود را بررسی کنید اسلحه و چاقو در درب. نترس.”

پنج شنبه آمد. Meminger و سه هم تیمی وارد اوایل هر چند دین بود تنها کسی که خوشحال به نظر می رسید وجود داشته باشد. چند دقیقه قبل از 6, Breen را ستوان راه می رفت به ورزشگاه حمل 20 پیراهن و ژولیده نگاه در چهره خود را.

“آیا شما بیرون نگاه کرد و در همه؟”

Breen نشده بود اما در ذهن خود شروع به مسابقه: آه-آه …

ستوان خندید باز درب و 88 کودکان و نوجوانان آمد در حال اجرا در داخل برخی از آنها را جذب به دین Meminger محلی قهرمان بسیاری از آنها فقط به چیزی برای انجام در خارج از قطب شمال سرد است. دین در نگاه Breen و لبخند زد.

“من حدس می زنم ما باید رول پایین سمت سبد, هم,” او گفت:.

این رفت و در بقیه فصل زمستان از طریق بهار تا ماه ژوئن هنگامی که Meminger تا به حال برای رفتن به یک بسکتبال تابستان اردوگاه که در آن زمان آب و هوای گرم اجازه بچه های محله برای انجام بازی های خود را به محلی زمین بازی عوض شود. در آخرین شب گذشته 10 ساعت Breen ارائه دین یک سوار.

“من رها کردن یک بلوک دور از خانه خود را,” او گفت:. “در مورد همسایگان بدانم.”

آنها داشتند حرف زدند. Meminger گفته پلیس او می خواست می شود یک مربی روزی. او البته می دانم به عنوان آنها صحبت می کرد که او را تبدیل به یک تیم آمریکایی در مارکیوت و در دور اول پیش نویس انتخاب نیکز و یک عضو خود را در سال 1973 قهرمانی تیم است که او را صرف بیشتر از زندگی خود را به عنوان یکی از شهرستان های بزرگ بسکتبال سفیران قبل از مرگ به مراتب بیش از حد جوان در سال 2013 در سن 65.

در حال حاضر او یک بچه بود که می خواستم به او وصله های کوچک محله بهتر و به رسمیت شناخته پلیس جوان او رانندگی می خواستم همین. Breen — در حال حاضر بازنشسته پس از قرار دادن در 20 زندگی 17 سال گذشته در کارولینای شمالی — گفت: Meminger از تيم او می خواهم مربی و کنایه آمیز “هیچ بچه ای از معدن تا کنون رفته به قدرت من می توانم به شما بگویم که.”

دین خندید با صدای بلند در آن است.

“شما یک نوع متفاوت از پلیس آقای Breen,” او گفت: در آخرین رقص را از ماشین به بقیه بسکتبال خود را ماجراجویی. آنها دست تکان داد. Breen گفت: او یک پلیس برای کمک به مردم به خصوص کودکان و نوجوانان است. دین به او گفت که او می تواند مربوط: که همه او می خواست حتی در 17.

“من حدس می زنم من یک نوع متفاوت از بازیکن بسکتبال, هم,” او گفت:.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de