اختلالات مصرف الکل، اختلالات مهلک شایعی هستند که اغلب با سندرم های روانپزشکی دیگر همراه می شوند. طول عمر یک فرد وابسته به الکل ۱۰ تا ۱۵ سال کاهش می یابد. درک اثرات الکل و اهمیت بالینی اختلالات وابسته به آن در کار روانپزشکی ضروری است. مصرف الکل سبب بروز تحریک‌ پذیری، رفتار خشن، احساس افسردگی و در موارد نادر توهم و هذیان می شود و بر میزان تحمل و انطباق پذیری فرد تاثیر زیادی دارد.

زندگی با فرد الکلی

 آیا با فردی که الکل مصرف می کند می توان زندگی کرد؟

تشخیص های روانی که اغلب همراه با اختلالات مرتبط با الکل دیده می شوند عبارتند از سایر اختلالات مرتبط با مواد، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال شخصیت مرزی، اختلال خلقی مانند افسردگی و اختلالات اضطرابی. در افراد مبتلا به اختلالات مرتبط با الکل میزان خودکشی بسیار بیشتر از جمعیت عمومی است.

پس اگر در ابتدای رابطه هستید و مثلاً فرد مذکور به خواستگاری شما آمده یا شما اکنون متوجه شدید که فرد مورد نظرتان الکل مصرف می‌کند و فرد وابسته به این ماده است بهتر است به انتخاب خودتان بهتر و بیشتر دقت کنید.

 آیا می توانید او را به عنوان فردی که باید مسئولیت یک زندگی را به عهده بگیرد بپذیرید؟  در اینجا باید اندکی تامل کنید و یک بررسی بسیار جدی و دقیقی انجام دهید.سوال های زیر می تواند به شما کمک کند.

·         چه زمانی است که فرد الکل مصرف می کند؟

·         شروع آن در چه سنی بوده؟

·         آیا تاکنون اقدامی برای ترک و کنار گذاشتن این وابستگی انجام داده است یا خیر؟

·         آیا از افراد خانواده اش کسی سابقه اعتیاد به الکل یا سایر  مواد را دارد؟

·         دیدگاه خود فرد راجع به الکل و مصرف آن چیست؟

 آنچه مهم است که راجع به افراد الکلی بدانید این است که این  افراد غالبأ به اعتیاد های دیگری از جمله اعتیاد به مواد مخدر و یا اعتیاد به سکس نیز مبتلا هستند. نظریات مختلف مصرف الکل را به کاهش تنش، افزایش حس قدرتمندی و کاهش اثرات درد روان شناختی ربط  داده اند. شاید بیشترین توجه به این یافته معطوف شده که افراد دچار مشکلات مرتبط با الکل اغلب اظهار می‌کنند الکل احساس عصبیت آنها را تخفیف داده و به آنان در مقابله با استرس های روزمره زندگی کمک می کند.

 در زمینه  افزایش حس خوب بودن آنها و تسهیل تعامل آنها با دیگران کمک می کند. این افراد گزارش میکنند که هیجان های منفی شدیدی داشتند که با استفاده از الکل  به صورت موقت توانستند آن هیجان های ناخوشایند  را سرکوب کنند. به عنوان مثال فردی که دچار اضطراب و افسردگی است به عنوان یک مکانیسم دفاعی ناسالم و ناسازگار از مشروب استفاده می کند و بدین ترتیب  اضطراب فرد به صورت موقت پایین می آید. این افراد در جمع و با وجود جمعیت ابراز وجود ضعیفی دارند و دچار تنش و اضطراب می‌شوند و نمی‌توانند برخوردهای مناسبی داشته باشند. به همین دلیل از مشروب استفاده می‌کنند تا بتواند اضطراب را مدیریت کنند. حتی در مواردی در برخورد با تنش های معمول زندگی ممکن است پرخاشگرانه و تکانشی عمل کنند و رفتارهای نامناسب را خیلی راحت ابراز می‌کنند و این باعث ایجاد آسیب‌های فراوانی در روابط اجتماعی و در رابطه با همسر و نزدیکانشان می شود.

مصرف این داروی دگرگون کننده ذهن، زیان های شخصی و اجتماعی عظیمی به بار می آورد‌.

 اگر چنین شرایطی بعد از جدی شدن رابطه و ازدواج پیش آمد شما باید در ابتدا از مشاوره قبل از ازدواج کمک بگیرید تا بتوانید از راهکارهای لازم آگاهی یابید.

درمان وابستگی به الکل

جستجو برای درمان موثر وابستگی به الکل، فرآیندی  دشوار و چالش انگیز بوده است.

 درمان زیستی

 برای درمان وابستگی به الکل از داروها به طور فزاینده ای استفاده شده است. داروهایی که بیشتر از همه موفق بودند آنهایی هستند که مکانیسم های مغزی را که موجب وابستگی می‌شوند متوقف می کند یا بر آنها تاثیر می گذارند.

داروهای دیگر برای درمان وابستگی به الکل مصرف می‌شوند آنهایی هستند که وقتی فرد مشروب می نوشد واکنش فیزیولوژیک ناخوشایندی ایجاد می‌کنند. این روش بر اساس شرطی سازی از راه ایجاد بیزاری استوار است. به موجب آن واکنش ناخوشایند به الکل که دارو آن را ایجاد می‌کند، باعث می شود فرد نسبت به مصرف الکل تداعی منفی تشکیل دهد و از این طریق مشوق نیرومندی برای مصرف نکردن الکل فراهم آورد.

درمان روان شناختی

درمان «پیشگیری از برگشت» یکی از رویکرد هایی است که در درمان روانشناختی مطرح می گردد. این روش بر اساس مدل انتظار قرار دارد. فرض نهفته در این مدل این است که افراد وابسته به الکل الزاماً با وسوسه مشروب خواری مواجه هستند و در مقطعی نمی توانند از  این میل نیرومند پرهیز کنند. اگر فرد یاد بگیرد که مشروب خواری را  رویدادی تنها تعبیر کند، به طوری که ارتباطی با  ضعف و نقصان شخصیت خودش و کاهش کارایی فردی نداشته باشد و شکست را دائمی نداند، می‌تواند از برگشت در آینده جلوگیری کند.

 در این شیوه های پیشگیری از برگشت، فرد مهارت های تصمیم گیری را یاد می‌گیرد که به او امکان می دهد موقعیت های  پرمخاطره را تجزیه و تحلیل کند و مشخص نماید کدام مهارت های مقابله کردن برای پیشگیری از بازگشت بهتر و موثرتر واقع می شوند. همچنین یاد می گیرد چگونه احساس‌های منفی و مثبت خود را ابراز کنند، چگونه تماس برقرار نماید و چگونه به انتقاد پاسخ دهد.

 در واقع با استفاده از بازسازی شناختی به فرد الکلی کمک خواهد شد موقعیت های پر مخاطره را به یک موقعیت  ثمر بخش تبدیل کند. ادامه دادن پرهیز بخش مهمی از این رویکرد درمانی است بنابراین نیاز به تماس های درمانی مستمر، حمایت اجتماعی دوستان خانواده و تغییر در سبک زندگی برای یافتن منابع دیگر لذت بردن از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

در نهایت استفاده از مشروب راه حل بالغانه و مفیدی برای رفع اضطراب و استرس نیست، فرد باید با هیجانات خود در ارتباط باشد. مبحث هوش هیجانی می تواند به این افراد کمک کند که چگونه با هیجانات ناخوشایند خود  بمانند، معنای آنها را درک کنند و بپذیرند که ناراحت هستند بدون آنکه سعی در از بین بردن آن هیجان داشته باشند.

منبع: دکتر ترانه موذنی